
Ditty of First Desire
In the green morning
I wanted to be a heart.
A heart.
And in the ripe evening
I wanted to be a nightingale.
A nightingale.
(Soul,
turn orange-colored.
Soul,
turn the color of love.)
In the vivid morning
I wanted to be myself.
A heart.
And at the evening's end
I wanted to be my voice.
A nightingale.
Soul,
turn orange-colored.
Soul,
turn the color of love.
Federico García Lorca
ترجمه ها:
هواي آن به سرم بود
كه قلبي باشم
در صبح سبزگون
و پرنده اي
نغمه خواني
در عصر نابالغ
(روح من
به رنگ پرتقال ها درآ
روح من خرقه عشق بر تن كن)
در صبح عريان
مي خواستم خودم باشم
قلبي
و صدايم
و پرنده اي
در آنسوي شب
روح من
به رنگ پرتقال ها درآ
روح من خرقه عشق بر تن كن
بامدادان روز سبز
آرزو داشتم که قلب باشم؛
یک قلب
و در شب نورس
آرزو داشتم که بلبل باشم؛
یک بلبل ...
(روح من،
ای روح من!
نارنجی رنگ شو !
روح من
رنگ عشق شو...)
بامدادان روز رنگین
آرزو داشتم که خودم باشم؛
یک قلب ...
و آنجایی که شب تمام می شود
آرزو داشتم که نغمه ی دلم باشم؛
یک بلبل...
روح من،
ای روح من!
نارنجی رنگ شو !
روح من،
رنگ عشق شو...
بامدادان خرم
در تمنای دل بودم
دل
و در بلوغ عصرگاه
در پی شباهنگ بودم
شباهنگ
آی روح !
بازآر رنگ نارنجی را
آی روح !
باز آر رنگ عشق را
در روشنای سپیده دم
در تمنای خویشتن بودم
دل
و در غروب به خون نشسته
در پی آواز خود بودم
شباهنگ
آی روح !
بازآر رنگ نارنجی را
آی روح !
بازآر رنگ عشق را